تبلیغات
نوری اهری رواسجان اهر ارسباران دلدادگان - مطالب آبان 1389


سال جهاد اقتصادی گرامی باد دلدادگان
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

عید ولایت

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
یکشنبه 30 آبان 1389-11:27 ب.ظ

وصی من علی است

 احمدبن حنبل در کتاب  مسندش  از سلمان   رضی  نقل می کند  که از بیغمبر  سول کرد    ای رسول خدا  وصی تو بعد  تو کیست

 فرمود  ای سلمان  وصی  برادرم موسی که بود  کفت  یوشع بن نون گفت 

 بس همانا  وصی و وارث من و کسی که  قرض  مرا ادا کند  و وعد هایم را به انجام برساند  علی ابن   ابیطالب است

 علی از من و من از اویم

 منکر تو منکر من است یا علی

 

عید غدیر مبارک



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

امام زمان ع

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
یکشنبه 30 آبان 1389-11:25 ب.ظ

54
13 آبان 1389 ساعت 23:54

 

حدیثی داریم به این مضمون، اگر حجت ( امام زمان )نباشد زمین مردم را می بلعد.اصول کافی 

 

بیان حدیث می تواند یارای ما در شناخت باشد .

 

بیانش این است که خداوند کلمه ی لکم در قرآن زیاد آورده است، ترجمه ی لکم، لکم همان شعر ابر و باد و مه و خورشید است یعنی هستی را خدا برای بشر آفریده است، بشر را هم برای عبادت آفریده، اگر بشر از این عبادت خارج شود و ظلم کند روی زمین چیزی باقی نمی ماند چون فلسفه ی وجودی دیگر ندارد، چون همه برای ما است اگر او نباشد فلسفه ی وجودی ندارد.

 

فلسفه ی وجودی بشر، هستی برای چه آفریده، دلیل وجود چیست؟ بشر است، «خَلَقَ لَکُمْ» ابر و باد و مه خورشید برای بشر است، پس هستی برای ما است ما برای چه هستیم؟ ما برای «لِیَعبُدونَ» برای عبادت، عبادت چیست؟ عبادت هر کاری که رنگ خدا داشته باشد، نماز است، مطالعه است، کار است، خدمت به جامعه است، همه ی اینها جزء عبادت است، هر کاری که برای خدا باشد عبادت است.

 

شوهر داری، همسر داری، بچه داری، خانه داری، همسایه داری، رفیق داری، هر کاری که نیت تو خدا باشد عبادت است. پس هستی برای بشر است، بشر برای عبادت است، معنای عبادت یعنی کار‌ها رنگ الاهی داشته باشد، حالا اگر هستی را برای بشر آفریدیم و بشر را برای عبادت آفریدیم، امّا بشر چون آزاد بود عبادت نکرد، ظلم کرد، می گوید، خوب اگر ظلم کرد، دیگر وجود این بشر نیاز نیست، چون هستی برای عبادت است، اگر این عبادت نکرد خوب بر می داریم، سفره را پهن کرده ایم برای اینکه مهمان غذا بخورد، اگر غذا نمی خورد سفره را جمع کنیم. اگر این هستی را پهن کردیم، خلق کردیم، برای عبادت، اگر مردم ظلم کردند، در هم بپیچ،

 

سؤال: 1 ـ ما که عبادت نمی کنیم 2 ـ ظلم هم می کنیم 3 ـ خدا هم سفره را جمع نکرده، می گوییم به خاطر اینکه آیه ای دیگر داریم به خاطر اینکه، «مَا كَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ الأنفال/33» به خاطر وجود تو سفره باز است، گاهی وقتها سر سفره همه غذا می خورند و می روند و گاهی هم نفله می کنند، اما یک آدم حسابی، نشسته و مشغول غذا است صاحب خانه، به خاطر اینکه یک آدم حسابی غذا می خورد، به خاطر آن غذا سفره را جمع نمی کند. گاهی خادم مسجد می بیند، همه رفتند، یک نفر مرد خدا در مسجد عبادت می کند، به خاطر یک نفر لامپ های مسجد را خاموش نمی کند، سانس استخر تمام شده است، امّا به خاطر اینکه یک آدم در آنجا شنا می کند استخر را باز نگه می دارند. یک آدم آنجا باشد «وَأَنتَ فِیهِمْ الأنفال/33» یعنی به خاطر وجود تو، وجود پیغمبر، وجود اهل بیت چطور، وجود اهل بیت همان وجود پیغمبر است. یعنی تمام کمالات پیغمبر را اهل بیت دارند.

 

آری وجود امام زمان تا این حد مؤثر در جهان هستی هست



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

علی ع

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
یکشنبه 30 آبان 1389-12:35 ب.ظ

تبوت افضلیت علی  ع

در ایه مباهله کلمه  وانفسنا بر این  دلالت  دارد  که امیر مومنان  ع از جمیع  انبیا  و اولیا و اصحاب  رسول  خدا  افضل  است  چون در حدیث مباهله  غیر از علی ع کسی نبود  که مشمول ان عبارت بوده باشد  

برای اینکه هیچ وقت صحیح  نیست  کسی خود را به جائی دعوت کند  که بگویند  خود بیغمبر بوده است  بلکه بیغمبر فرمود بیائید  فرزندان و زنان و جانمان  را دعوت کنیم  که در میدان مباهله   حاضر شوند  در حالی که غیر از علی ع  کسی  را  نیاورد   بس انحضرت گذشته از خود بیغمبر  از همه افضل است

شیعه  از این ایه  استدلال  میکنند  بر اینکه  علی بن  اابی  طالب  ع بغیر از بیغمبر  اخرالزمان از جمیع  انبیا  افضل  است  و نیز از جمیع  اصحاب  رسول  خدا  افضل  است  زیرا  خداوند  فرموده  است  بخوانیم  نفسهای  خود  و نفسهای  شما  را  و بر واضح  است  که مراد  از انفسنا  نفس بیفمبر نیست   زیرا  دعوت   اقتضای  مغایرت دارد  انسان خود را  نمی خواند  بس باید کسی دیگر مراد باشد    غیر از زنان  و بسران  کسی  بجز  علی  ع نبود  که مشمول انفسنا با شد  

 بس معلوم  شد  که خداوند  نفس علی را  نفس محمد  ص نام برده


 عید غدیر مبارک 

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

علی ع

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
یکشنبه 30 آبان 1389-12:16 ق.ظ

جرجی زیدان گوید

دنیا مانند لیوانی که توب بزرگی در ان  جا نگیرد نتوانست بزرگی و عظمت علی را در خود جا دهد یعنی ظرفیت حمل وجود علی را ند

اشت  بدینجهت  انطور که شایسته ان بود  شناخته نشد و از دنیا ناشناخته گذشت 


در تاریخ جهان از انبیا گرفته  تا فرد  عادی بغیر از علی ع نمی توان کسی را بیدا کرد  که در سید ایام  جمعه در  بیت الحرام  اشرف امکنه  و مقدسترین  محل روی زمین   یعنی داخل کعبه  معظمه  از مادر متولد   شود


 جائی که از نا سوتیان  گرفته تا لاهوتیان و از ملکوتیان تا جبروتیان کسی جز این مولود  مبارک در انجا  چشم به دنیا  نگشود    هیچ  مادری  را سراغ نداریم  این مدال افتخار را بر سینه  زند جز  فاطمه بنت اسد  @};-@};-@};-@};-@};-

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

عرفه

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-11:31 ب.ظ


روز نهم ذی‌الحجه روز عرفه و از اعیاد عظیمه است، هرچند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگان خویش را

به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤید جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‌تر و در

خشمناکترین اوقات خواهد بود.


روایت شده که حضرت امام زین‌العابدین ـ علیه‌السلام ـ شنید در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود. فرمود:

وای بر تو! آیا از غیر خدا سؤال می‌کنی در این روز و حال آن‌که امید می‌رود در این روز برای بچّه‌های در شکم آن‌که فضل خدا شامل

آنها شود و سعید شوند و از برای این روز اعمال چند است:


اول: غسل

دوّم: زیارت امام حسین (ع)


که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است

و اگر کسی توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد نیست، بلکه

زیاده و مقدّم است.


سوم: خواندن دو رکعت نماز :

پس از نماز عصر، پیش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند

نزد حق تعالی به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که

از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.


شیخ کفعمی در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه برای کسی که ضعف پیدا نکند از دعا خواندن و مستحب است

غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زیر آسمان رود و نماز ظهر و

عصر را با رکوع و سجود نیکو به جای آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحید و در دوم پس از حمد

قُل یا اَیهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند.»


این نماز همان نماز حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ است.


منبع: مفاتیح الجنان


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

مراعات كردن

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-02:17 ب.ظ

بیشتر مردم  مراعات نمی كنند  و خیلی ها  هم مراعات  می كنند  اگر خوب دقت گرده  باشیم  توی محیط های عمومی این كار  

 یعنی مراعات كردن سلیقه ای شده است   بعضی افراد هستن كه  به این كار مقیدن و بعضی نه  متاسفانه  ما در این خصوص 

خوب كار نكردیم   مخصوصا بعد جنگ جامعه ما رفته به سراغ مادیات   و شاید بعضی جاها اگر كسی مراعات بكند مسخرش می

كردند  البته الان وضع یه مقدار  فرق كرده   و كسانی كه مراعات می كنند دلیل قانع كنند ه ای دارن  از لحاظ روان شناختی اگر این 

مسائله خب برسی بشه  كسانی مراعات نمی كنند كه یه نوع كم دارن  یا  اینكه محیط باعث شده    بلاخره هم باید مسولین شرایط  را فراهم بكنند  تا كار های خوبی در این زمینه انجام  پزیرد   

و جوانان وظیفه خودشان را بداند بعضا جوان ما نمی داند  كه این كار كناهه  یا كار بدی   تشریفات و چشم و هم چشمی  به این كار بیشتر دامن زده است  و در بعضی مواقع فقر  ایشالله روزی برسه كه  همه اهل مراعات باشن



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

عكس

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-02:25 ق.ظ



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

عكس

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-02:16 ق.ظ



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

عكس

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-02:14 ق.ظ



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

عكس

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-02:07 ق.ظ

نویدهاى امام باقر(علیه السلام) در مورد ظهور

1- ابوحمزه ثمالى آورده است كه: در یكى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى كه حاضران ‏رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:
اباحمزه! از رخدادهایى كه خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر كس در آنچه مى‏گویم ‏تردید كند با حال كفر به خدا، او را ملاقات خواهد كرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد كه همنام و هم‏كنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى كسى باد كه زمین را لبریز از عدل و داد مى‏كند همان گونه كه به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .
یا اباحمزه! هر كس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیه‌السلام سلام و درود مى‏گوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت‏ بر او واجب مى‏گردد و هر كس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمكاران!
2- بانوى دانش پژوهى كه به (ام‏هانى) شهرت داشت آورده است كه بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه‏اى از قرآن شریف، ذهن و فكرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .
فرمود: كدام آیه ام‏هانى؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه كه مى‏فرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الكنس.
فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایه‏اى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاك ‏است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است كه گروهى در آن گمراه مى‏گردند و گروه‌هایى راه حق و هدایت را مى‏یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درك كنى ... و خوشا به حال آنان ‏كه او را درك خواهند نمود.




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

شعر

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-01:24 ق.ظ

گفت پیغامبر علی را کای علی

شیر حقی پهلوان پردلی

لیک بر شیری مکن هم اعتماد

اندر آ در سایه‌ی نخل امید

اندر آ در سایه‌ی آن عاقلی

کش نداند برد از ره ناقلی

ظل او اندر زمین چون کوه قاف

روح او سیمرغ بس عالی‌طواف

گر بگویم تا قیامت نعت او

هیچ آن را مقطع و غایت مجو

در بشر روپوش کردست آفتاب

فهم کن والله اعلم بالصواب

یا علی از جمله‌ی طاعات راه

بر گزین تو سایه‌ی خاص اله

هر کسی در طاعتی بگریختند

خویشتن را مخلصی انگیختند

تو برو در سایه‌ی عاقل گریز

تا رهی زان دشمن پنهان‌ستیز

از همه طاعات اینت بهترست

سبق یابی بر هر آن سابق که هست

چون گرفتت پیر هین تسلیم شو

همچو موسی زیر حکم خضر رو

صبر کن بر کار خضری بی نفاق

تا نگوید خضر رو هذا فراق

گرچه کشتی بشکند تو دم مزن


گرچه طفلی را کشد تو مو مکن

دست او را حق چو دست خویش خواند

تا ید الله فوق ایدیهم براند

دست حق میراندش زنده‌ش کند

زنده چه بود جان پاینده‌ش کند

هرکه تنها نادرا این ره برید

هم به عون همت پیران رسید

دست پیر از غایبان کوتاه نیست

دست او جز قبضه الله نیست

غایبان را چون چنین خلعت دهند

حاضران از غایبان لا شک به‌اند

غایبان را چون نواله می‌دهند

پیش مهمان تا چه نعمتها نهند

کو کسی کو پیش شه بندد کمر

تا کسی کو هست بیرون سوی در

چون گزیدی پیر نازک‌دل مباش

سست و ریزیده چو آب و گل مباش

ور بهر زخمی تو پر کینه شوی

پس کجا بی‌صیقل آیینه شوی

مولوی



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

فضیلت ماه ذی الحجه

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-01:15 ق.ظ

فضیلت ماه ذی الحجه

 

ماه ذی الحجه  اخرین ماه  سال قمری است  و ماهی است  بسیار  پر برکت . بزرگان  دین هنگامی که این  ماه وارد می شد  اهمیت  ویژه ای  به عبادت  در ان  می دادند  مخصوصا  در دهه  اول این ماه

 

در بعضی از روایات  امده  است  شب های دهگانه ای  که در قران  در سوره  والفجر و لیال عشر به ان  سوکند یاد کرده است شب های  دهه اول  این ماه شریف است  و این سوگند  به خاطر  عظمت  ان است

 

خداوند  در سوره حج  ایه 28 ضمن  بیان  فریضه  بزرگ حج  سخن از ایام معلومات  گفته است  که مومنان باید  در ان  به یاد خدا باشند  یکی از  تفسیر های معرف ایام  معلومات  که در روایات  نیز امده است ده روز  اول ماه ذی الحجه  است  بنابرین هم شب های  ان عزیز است و هم روزهای  ان

 

 در حدیثی  از رسول  خدا صلی الله  علیه و اله و سلم  می خوانیم  که  عبادت و کار نیک در هیچ ایامی  به اندازه این ایام   فضیلت ندارد

 

وجود دو عید مهم اسلامی  عید قربان  و عید غدیر  عید ولایت  و روز عرفه  و خاطره دعای عجیب و بسیار گرانبهای امام حسین  ع در عرفات  شکوه و عظمت  خاصی  به این ماه  بخشیده  و سزاوار است  همه مومنان  مخصو صا  جوانان  پاکدل از فضای اکنده از معنویت این ماه غافل نشوند  و در خود سازی و تهذیب نفس بکوشند  که به پیشرفت های مهمی نائل  می شوند

 

 

 

روز نهم  روز عرفه

 

اعمال روز عرفه

برای روز عرفه  چند عمل وارد شده  است

 

روزه گرفتن 

غسل کردن  قبل از غروب افتاب

زیارت امام حسین ع

دعا کردن برای همه

 

مفاتیح نوین



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-12:44 ق.ظ

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

- می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم!‌ اما چگونه؟!... من یك جوان هستم! یك جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یك جوان با شور و نشاط خاص این دوران كه به خنده و تفریح، به شور و احساسات نیاز دارد و به الگویی كه مرا به شور آورد!

- با تمام این حرفها، باز هم بهترین الگو برای تو و برای همه،‌مولای متقیان است: و بخصوص جوانی شان!

- جوانی حضرت علی (ع) ؟!

الگو گرفتن یك الگو

- بله ! خود امیرالمؤمنین هم در جوانی شان، الگو داشته اند. الگویشان هم پیامبر بوده است. علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می كرده اند و در همه امور زندگی شان، حتی جزیی ترین مسائل هم به پیامبر اقتدا می نمودند. یعنی خود ایشان هم از یك انسان كامل و والای دیگر، الگو می گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پیامبر اكرم (ص) و علی (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان، دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرهای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یكدیگر را شاداب ودر آغوش می كشیدند و احوال هم را می پرسیدند. آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر (ص) پاك می كرد و ا یشان نیز صمیمانه از او تشكر می نمود.

علی (ع) خود در این باره می فرمایند : ((پیامبر (ص) مرا در دامن خود پرورید. من كودك بودم، پیامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت كه من دروغی بگویم و در كردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه كه پیوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او می رفتم. او هر روز نكته های تازه ای از اخلاق را برای من آشكار می ساخت. و مرا فرمان میداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتی از سال در كوه حرا به سر می برد و كسی جز من او را نمی دید... من نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی خوش ودل انگیز نبوت را احساس می كردم.. موقعیتی كه من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ كس نبود.))

- بسیار خوب!‌ تمام این حرفها درست! اما حضرت علی، پیامبر را می دیده اند، وجودشان را لمس می كرده و به ایشان اقتدا می كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علی را نمی بینم، چگونه         می توانم از ایشان الگو بگیریم؟!

- تاریخ كه روح، افعال و رفتار امیرالمؤمنین را دیده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از دیدگان تاریخ!

- آری! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی كه تو را به شور بیاورد. آنچه می تواند یك جوان را به شور بیاورد، دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های كسی است كه به او علاقمند است. حال چه كس دیگری را سراغ داری كه به اندازه امیرالمؤمنین ، حماسه آفریده باشد. در همان كودكی كه مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر، كودكانی كه به تحریك مشركان،‌پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند، با شجاعت از اطراف پیامبر دور می كرد. چه كسی ، شب را در بستری پر خطر بجای دیگری،بجای محبوبش خوابیده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترین شب عمرش یاد كرده است؟ مگر رشادتهای امیرالمؤمنین را در جنگ بدر نشنیده ای؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از كشته شدگان این جنگ با ضرب شمشیر علی (ع) از پای در آمده بودند. می دانی در جنگ احد زمانیكه علی (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامی كه پیامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مباركشان محافظت می كرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند:

  ((لا فتی الا علی،‌ لا سیف الا ذوالفقار))

((علی از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشیرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بی همتای علی (ع) و داوطلب شدن ایشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود یكی از نیرومندترین مردان عرب آری همانجا بود كه پیامبر به واسطه اخلاص علی (ع) در این مقابله بی نظیر فرمود :

(( ضربه علی یوم الخندق، افضل من عباده الثقلین))

به راستی كه چنین حمله ای در وصف هیچ دلیر مرد دیگری بیان نشده! در آن زمان امیرالمؤمنین 28 سال بیشتر نداشت!

در جنگ خیبر نیز هنگامیكه تمام مردان با تجربه و جنگ دیده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علی (ع) به میدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خیبر آن پیروزی بزرگ را برای اسلام به ارمغان آورد.

به راستی كه هیچ جوان دیگری،‌ چنین جوانی پرشور و هیجان انگیزی نداشته است.

همه مردان بزرگ تاریخ بشریت و پیشاپیش همه آنان علی (ع) در دوران جوانی از رموز موفقیت خود بهره برده، راههای پرپیچ و خم آن را با درخشندگی پشت سر نهاده،  توانسته اند كارهای بزرگی را به انجام رسانند.

تفریح و شادی علی (ع)

- می دانی ای دوست عزیز: من هم حرفهای تو را می پذیرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشی از زندگی انسان است. جیزهای دیگری هم هستند كه آدمی باید به آنها هم توجه كند. الگوی كامل، باید در آن زمینه ها هم حرف برای گفتن داشته باشد. اینطور نیست؟

- حتماً همینطور است. و من به تو می گویم كه امیرالمؤمنین در آن موارد هم، الگویی قابل قبول و كامل ارایه می دهد. آخر تو درباره زندگی امیرالمؤمنین چه فكر كرده ای؟

فكر می كنی تمام زندگی حضرت علی (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 

- یعنی اینطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علی (ع)، مردی خوش رو و خندان بوده اند. همیشه تبسم خوش آیندی بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد می كرده است. ایشان تفریح هم می كرده اند. منتها تفریح در دیدگاه علی (ع) ولگردی و اتلاف وقت یا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفریح علی (ع) چگونه بود ؟

علی (ع) كار را تفریح می دانست.

تفریح او را، مسافرت، كمك به دیگران، تحصیل و تدریس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگریستن به طبیعت و ورزش تشكیل می داد. پرداختن به ورزشهای شمشیربازی، پرتاب نیزه، اسب سواری، كشتی، وزنه برداری و شركت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دلیل همین دیدگاه امیرالمؤمنین نسبت به تفریح و زندگی بوده است كه اگر سرتاسر زندگی شان را مرور كنیم،‌ لحظه ای توقف و سكون در آن نمی یابیم. گویی حتی یك لحظه هم با لحظه قبلی شان مشابه نبوده است. و درست به دلیل همین دیدگاه بود كه شوخی و خنده هم در سیره مولای متقیان، شكل دیگری داشت.

- مگر شوخی و خنده علی (ع) چگونه بود؟

امیرالمؤمنین اهل شوخی و مزاح بود، اما نه شوخی های زننده و بی مزه! بلكه مزاح های معنادار و آموزنده!

هرگاه كه یكی از یاران و دوستانش را غمگین و گرفته می دید، با شوخی او را خوشحال می كرد تا اندكی از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اینكه، شادی علی (ع) هنگامی بود كه یك كافر، مسلمان می شد. جنگی به پیروزی ختم می شد، غذایی به فقیر می رساند، دل غمدیده ای را شاد می كرد،‌مشكلی را از كسی مرتفع می كرد و كودك یتیمی را ذوق زده می نمود. نكته دیگر هم این بود كه مولای متقیان در شوخی هایش مراقب و محافظ حدود شرعی بود تا حتی به شوخی دروغ نگوید،‌ دل مؤمنی را نشكند یا با زن و دختر نامحرمی، شوخی ننماید.

علی و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همین چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترهای نامحرم در جامعه، یكی از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اینكه نه الگوی مناسبی در مورد آ‌ن ارائه شده و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و كج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت كنی،‌می بینی كه حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی كرد. در حالیكه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می كردند. چون زمانی كه علی (ع) 20 ساله و درعنفوان جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اكرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا كه احتمال پیش آمدن گناه دست كم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علی (ع) این تربیت شده مكتب پیامبر به عنوان یك جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاكیزه از هر گونه آلودگی بود.

از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نامهای زینب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینكه از كودكی به این خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیكه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند كمك دید، به یاری او شتافت.

 

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چیزی كه بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد

نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!

یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیكن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.

به راستی كه كسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حركات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل جوان ماست.

 

 


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

سخاوت و ایثار على علیه السلام

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-12:26 ق.ظ

سخاوت و ایثار على علیه السلام

اذا جادت الدنیا علیك فجد بها على الناس طرا انها تتقلب فلا الجود یفنیها اذا هى اقبلت و لا البخل یبقیها اذا هى تذهب (على علیه السلام)

سخاوت از طبع كریم خیزد و محبت و جاذبه را میان افراد اجتماع برقرار میسازد،شخص سخى هر عیبى داشته باشد در انظار عموم مورد محبت است.

على علیه السلام در سخاوت مشهور و كعبه آمال مستمندان و بیچارگان بود هر كسى را فقر و نیازى میرسید دست حاجت پیش على علیه السلام مى‏برد و آنحضرت با نجابت و اصالتى كه در فطرت او بود حاضر نمیشد آبروى سائل ریخته شود.

حارث حمدانى دست نیاز پیش على علیه السلام برد،حضرت فرمود آیا مرا شایسته پرسش دانسته‏اى؟

عرض كرد بلى یا امیر المؤمنین،على علیه السلام فورا چراغ را خاموش كرد و گفت این عمل براى آن كردم كه ترا در اظهار مطلب خفت و شكستى نباشد.

روزى مستمندى بعلى علیه السلام وارد شد و وجهى تقاضا كرد،على علیه السلام بعامل خود فرمود او را هزار دینار بدهد عامل پرسید از طلا باشد یا نقره؟فرمود براى من فرقى ندارد هر كدام كه بدرد حاجتمند بیشتر میخورد از آن بده.

معاویه كه دشمن سرسخت آنحضرت بود روزى از یكى پرسید:از كجا میآئى؟

آن شخص از راه تملق گفت از پیش على كه بخیل‏ترین مردم است!معاویه گفت واى بر تو از على سخى‏تر كسى بدنیا نیامده است اگر او را انبارى از كاه و انبارى از طلا باشد طلا را زودتر از كاه میبخشد.

یكى از مباشران على علیه السلام عوائد ملك او را پیش وى آورده بود آنحضرت فورا در آمد خود را بفقراء تقسیم نمود عصر آنروز همان شخص على علیه السلام را دید كه شمشیرش را میفروشد تا براى خانواده خود نانى تهیه كند.

على علیه السلام هیچگاه سائل را رد نمیكرد و میفرمود:اگر من احساس كنم كه كسى از من چیزى خواهد خواست پیش از اظهار او در اجابت دعوتش پیشدستى میكنم زیرا حقیقت جود نا خواسته بخشیدن است.

على علیه السلام میفرمود حاجتمندان حاجت خود را روى كاغذ بنویسند تا خوارى و انكسار سؤال در چهره آنها نمایان نشود.على علیه السلام چهار درهم پول داشت یكى را در موقع شب انفاق نمود و یكى را در روز و یكدرهم آشكارا و یكدرهم در نهان آنگاه این آیه نازل شد كه مفسرین شأن نزول آنرا در مورد انفاق آنحضرت نوشته‏اند:

الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (1) .

كسانیكه اموال خود را در شب و روز،نهانى و آشكارا انفاق میكنند براى آنها نزد پروردگارشان پاداشى است و ترس و اندوهى بر آنها نباشد (2) .

پس از قتل عثمان كه على علیه السلام بمسند خلافت نشست عربى نزد آنحضرت آمد و عرض كرد من بسه نوع بیمارى گرفتارم،بیمارى نفس،بیمارى جهل،بیمارى فقر!على علیه السلام فرمود مرض را باید بطبیب رجوع كرد و جهل را بعالم و فقر را بغنى.

آن مرد گفت شما هم طبیب هستید و هم عالم و هم غنى!

حضرت دستور داد از بیت المال سه هزار درهم باو عطاء كردند و فرمود هزار درهم براى معالجه بیمارى و هزار درهم براى رفع پریشانى و هزار درهم‏براى معالجه نادانى (3) .

علماء و مفسرین عامه و خاصه نقل كرده‏اند على علیه السلام در مسجد نماز میخواند و در ركوع بود كه سائلى در حالیكه سؤال میكرد از كنار او گذشت و آنحضرت انگشتر خود را كه در دست داشت با اشاره باو بخشید،سائل وقتى از او دور شد با رسول اكرم صلى الله علیه و آله برخورد نمود حضرت پرسید چه كسى این انگشتر را بتو داد؟سائل اشاره بعلى علیه السلام نمود و گفت این شخص كه در ركوع است آنگاه آیه:انما ولیكم الله و رسوله...كه آیه ولایت بوده و ضمنا اشاره بخاتم بخشى آنحضرت است نازل شد (4) . (در بخش پنجم در ترجمه و تفسیر آیه مزبور بحث خواهد شد)

على علیه السلام تنها به بخشش مال اكتفاء نمیكرد بلكه جان خود را نیز در راه حق ایثار نمود،در شب هجرت بخاطر پیغمبر صلى الله علیه و آله از جان خود دست شست و باستقبال مرگ رفت،معنى پر مغز ایثار همین است كه جز على علیه السلام كسى بدان پایه نرسیده است.

ایثار مقدم داشتن دیگران است بر نفس خود و كسى تا تسلط كامل بر نفس نداشته باشد نمیتواند مال و جان خود را بدیگرى بدهد،این صفت از سجایاى اخلاقى و صفات ملكوتى است كه در هر كسى پیدا نمیشود،على علیه السلام با زحمت و مشقت زیاد نانى تهیه كرده و براى فرزندان خود مى‏برد در راه سائلى رسید و اظهار نیازمندى كرد حضرت نان را باو داد و با دست خالى بخانه رفت،روزى با غلام خود قنبر ببازار رفت و دو پیراهن نو و كهنه خرید كهنه را خود پوشید و نو را بقنبر داد.

محدثین و مورخین،همچنین مفسرین ذیل تفسیر آیات سوره دهر (هل اتى) هر یك با مختصر تفاوتى در الفاظ و عبارات در مورد ایثار على علیه السلام بطورخلاصه چنین نوشته‏اند كه حسنین علیهما السلام مریض شدند پدر و مادر آنها و حتى خود حسنین نذر كردند كه پس از بهبودى سه روز بشكرانه آن روزه بگیرند فضه خادمه منزل نیز از آنها پیروى نمود.

چون خداوند لباس عافیت بآنها پوشانید بنذر خود وفا كرده و مشغول روزه گرفتن شدند،على علیه السلام سه صاع جو از شمعون یهودى كه همسایه‏شان بود قرض كرد و بمنزل آورد حضرت زهرا علیها السلام روز اول یكصاع از آنرا آرد نموده و (بتعداد افراد خانواده) پنج گرده نان پخت،شب اول موقع افطار سائلى پشت در صدا زد اى خانواده پیغمبر من مسكین و گرسنه‏ام از آنچه میخورید مرا اطعام كنید كه خدا شما را از طعامهاى بهشتى بخوراند،خاندان پیغمبر هر پنج قرص را بمسكین داده و خود با آب افطار كردند.

روز دوم فاطمه علیها السلام ثلث دیگر جو را آرد كرد و پنج گرده نان پخت شامگاه موقع افطار یتیمى پشت در خانه حرفهاى مسكین شب پیشین را تكرار كرد باز هر پنج نفر قرصهاى نان را باو داده و خود با آب افطار كردند.روز سیم فاطمه علیها السلام بقیه جو را بصورت نان در آورد و موقع افطارى اسیرى پشت در آمد و سخنان سائلین دو شب گذشته را بزبان آورد باز خاندان پیغمبر نانها را باو دادند و خودشان فقط آب چشیدند روز چهارم حسنین علیهما السلام چون جوجه میلرزیدند وقتى پیغمبر صلى الله علیه و آله آنها را دید فرمود پناه مى‏برم بخدا كه شما سه روز است در چنین حالید جبرئیل فورا نازل شد و 18 آیه از سوره هل اتى را (از آیه 5 تا آیه 22) در شأن آنها و توضیح مقامات عالیه‏شان در بهشت برین برسول اكرم صلى الله علیه و آله قرائت كرد كه یكى از آیات مزبور اشاره بانفاق و اطعام سه روزه آنها است آنجا كه خداوند تعالى فرماید:

و یطعمون الطعام على حبه مسكینا و یتیما و اسیرا (5) .

و در آخر آیات نازله هم از عمل بیریا و خالصانه آنها قدردانى‏كرده و فرماید:ان هذا كان لكم جزاء و كان سعیكم مشكورا.یعنى البته این (مقامات و نعمتهاى بهشتى كه در آیه‏هاى پیش آنها را توضیح داده) پاداش عمل شما است و سعى شما مورد رضایت و قدردانى است (6) .

پى‏نوشتها:

(1) سورة بقره آیه 274

(2) كشف الغمه ص 93ـینابیع المودة ص 92ـمناقب ابن مغازلى ص 280

(3) جامع الاخبار ص 162

(4) مناقب ابن مغازلى ص 313ـكفایة الطالب ص 250 و كتب دیگر.

(5) سوره دهر آیه .8

(6) شواهد التنزیل جلد 2 ص 300ـامالى صدوق مجلس 44 حدیث 11ـكشف الغمه ص 88 و كتب دیگر .

 


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

فصاحت و بلاغت على علیه السلام

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
دوشنبه 24 آبان 1389-12:25 ق.ظ

فصاحت و بلاغت على علیه السلام

اما الفصاحة فهو (على علیه السلام) امام الفصحاء و سید البلغاء و عن كلامه قیل دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوقین.

(ابن ابى الحدید)

نطق آدمى از نظر علم منطق فصل ممیز انسان از حیوانات دیگر است كه خداوند بحكمت بالغه خویش آنرا وسیله امتیاز او قرار داده است چنانكه فرماید:خلق الانسان علمه البیان (1) .

گوهر نفس كه حقیقت آدمى است با سخنورى تجلى كند و بقول سعدى:

تا مرد سخن نگفته باشد 
عیب و هنرش نهفته باشد

و بهمین جهت خود امام فرماید:المرء مخبوء تحت لسانه.یعنى مرد در زیر زبانش نهفته است،و هر قدر شیوائى و رسائى سخن بیشتر باشد تأثیرش در شنونده بطور مطلوب خواهد بود.

در دوران جاهلیت مقارن ظهور اسلام در عربستان فصحائى مانند امرء القیس و غیره كه اشعار سحر انگیز میسرودند وجود داشتند ولى فصاحت كلام على علیه السلام همه فصحاى عرب را بتحیر و تعجب وا داشت و بالاتفاق در برابر كلام او درمانده شده و او را امیر سخن نامیدند.

ابن ابى الحدید گوید او پیشواى فصحاء و استاد بلغاء است و در شأن كلامش گفته‏اند از سخن خدا فروتر و از سخن مردمان فراتر است و تمام فصحاء فن خطابه و سخنورى را از سخنان و خطب او آموخته‏اند و اضافه میكند كه براى اثبات درجه‏اعلاى فصاحت و بلاغت او همین نهج البلاغه كه من بشرحش اقدام مینمایم كافى است كه هیچ یك از فصحاى صحابه یك عشر آن حتى نصف عشر آنرا نمى‏توانند تدوین كنند (2) .

باز در جاى دیگر درباره فصاحت و بلاغت كلام على علیه السلام گوید:

عجبا كسى در مكه متولد شود و در همان شهر بزرگ گردد و بدون تماس و ملاقات با حكیم و دانشمند و ادیبى بقدرى در سخنورى مهارت داشته باشد كه گوئى عالم الفاظ تسخیر شده اوست و هر چه را اراده كند بفصیح‏ترین وجهى بیان میكند.

علامه فقید سید هبة الدین شهرستانى در كتاب (ما هو نهج البلاغة؟) كه تحت عنوان نهج البلاغه چیست؟بفارسى ترجمه شده چنین مینویسد:

شخصى از یك دانشمند مسیحى بنام (امین نخله) خواست كه چند كلمه از سخنان على علیه السلام را برگزیند تا وى در كتابى گرد آورده و منتشر سازد دانشمند مزبور در پاسخ وى چنین نوشت :

از من خواسته‏اى كه صد كلمه از گفتار بلیغ‏ترین نژاد عرب (ابو الحسن) را انتخاب كنم تا تو آنرا در كتابى منتشر سازى،من اكنون دسترس بكتابهائى كه چنین نظرى را تأمین كند ندارم مگر كتابهائى چند كه از جمله نهج البلاغه است.

با مسرت تمام این كتاب با عظمت را ورق زدم بخدا نمیدانم چگونه از میان صدها كلمات على علیه السلام فقط صد كلمه را انتخاب كنم بلكه بالاتر بگویم نمیدانم چگونه كلمه‏اى را از كلمه دیگر جدا سازم این كار درست باین میماند كه دانه یاقوتى را از كنار دانه دیگر بر دارم!سر انجام من این كار را كردم و در حالیكه دستم یاقوت‏هاى درخشنده را پس و پیش میكرد دیدگانم از تابش نور آنها خیره میگشت!

باور كردنى نیست كه بگویم بواسطه تحیر و سرگردانى با چه سختى كلمه‏اى را از این معدن بلاغت بیرون آوردم بنا بر این نو این صد كلمه را از من بگیر و بیاد داشته باش كه این صد كلمه پرتوهائى از نور بلاغت و غنچه‏هائى از شكوفه‏فصاحت است!آرى نعمتهائى كه خداوند متعال از راه سخنان على علیه السلام بر ادبیات عرب و جامعه عرب ارزانى داشته خیلى بیش از این صد كلمه است (3) .

همچنین شهرستانى در كتاب دیگر مینویسد:از سخنان مستر گرنیكوى انگلیسى استاد ادبیات عرب در دانشكده علیگره هندوستان كه در محضر استادان سخن و ادبائى كه در مجلس او حاضر بود و از اعجاز قرآن از او پرسیدند اینست كه در پاسخ آنان گفت:قرآن را برادر كوچكى است كه نهج البلاغه نام دارد آیا براى كسى امكان دارد كه مانند این برادر كوچك را بیاورد تا ما را مجال بحث از برادر بزرگ (قرآن كریم) و امكان آوردن نظیر آن باشد (4) ؟

على علیه السلام در گفتار خود پایبند قواعد فصاحت و بلاغت نبود بلكه سخن او خود بخود شیرین و گیرا است و قواعد فصاحت را باید از سخنان وى استخراج نمود نه اینكه سخن او را با قواعد فصاحت سنجید.

سخنان على علیه السلام با شور و حرارت مخصوص،حقیقت و واقعیت را بیان میكند اجزاء سخنان او همه متناسب و بهم پیوسته است و جمال صورت و كمال معنى بهم مرتبطند،استدلالات آن محكم و منطقش با نفوذ و مؤثر است.

معاویه گفت راه فصاحت و بلاغت را در قریش كسى غیر از على نگشود و قانون سخن را غیر از او كسى تعلیم نكرد.ادباى نامى عرب اقرار كرده‏اند كه آیین دادرسى و فرمان نویسى از خطبه‏هاى او بدست آمده است.

لازمه بلاغت قوت فكر وجودت ذهن است كه مرد سخنور بتواند فورا دقایق معانى را در مخزن حافظه خود حاضر كند،این قوت فكر و كثرت ذكاء در على علیه السلام بحد اعلا وجود داشت و وقتى متوجه بغرنج‏ترین مطلبى میشد تمام زوایاى تاریك آنرا از فروغ اندیشه خود روشن میساخت.

كلام على علیه السلام بطورى است كه ارتباط منطقى بین جمله‏هاى آن برقرار است هر مطلبى كه بخاطر آنحضرت خطور میكرد فورا به بهترین وجهى در قالب كلمات‏شیوا بر زبانش جارى میشد و روى كاغذ نقش مى‏بست بدون اینكه در گفتن و بوجود آوردن آن بخود زحمتى بدهد.

على علیه السلام در تعبیه كلام و فن سخنورى كار را باعجاز رسانید و همه را متعجب نمود،بنا بنقل ابن شهر آشوب عده‏اى از اصحاب پیغمبر صلى الله علیه و آله در مسجد نشسته و مشغول گفتگو در مورد مسائل علمى و ادبى بودند،در این ضمن گفته شد كه حرف الف در اغلب كلمات داخل شده و كمتر كلامى گفته میشود كه در آن حرف الف نباشد.على علیه السلام كه در آنجا حاضر بود چون سخن آنها را شنید بپا خاست و فى البدیهه خطبه غرائى خواند كه در حدود هفتصد كلمه بود بدون اینكه در كلمات آن حرف الفى وجود داشته باشد،همچنین خطبه دیگرى دارد كه در كلمات آن حرف نقطه دارى وجود ندارد و چنین شروع میشودـالحمد لله الملك المحمود المالك الودود و مصور كل مولود....كه براى پرهیز از اطاله كلام از نوشتن خطبه‏هاى مزبور خود دارى گردید.

كسى از حضرتش پرسید امر واجب چیست و واجب‏تر از آن كدام است،و امر عجیب چیست و عجیب‏تر كدام است،و چه چیزى سخت و مشكل و چه چیزى سخت‏تر است،و چه نزدیك و چه نزدیكتر است؟على علیه السلام فورا پاسخ او را منظوما چنین فرمود:

وجب على الناس ان یتوبوا 
لكن ترك الذنوب اوجب‏ 
و الدهر فى صرفه عجیب‏ 
و غفلة الناس فیه اعجب‏ 
و الصبر فى النائبات صعب‏ 
لكن فوت الثواب اصعب‏ 
و كل ما یرتجى قریب

و الموت من كل ذاك اقرب (5) البته واضح و روشن است كسى كه بداهة چنین پاسخى گوید و یا فورى و بیسابقه خطبه بى نقطه و یا خطبه هفتصد كلمه‏اى ایراد كند كه یك حرف الف در كلمات آن نباشد چه نفوذى در فصاحت و بلاغت و چه تسلطى بر ادبیات عرب خواهد داشت و ما تیمنا و تبركا در خاتمه كتاب بشمه‏اى از سخنان گهربار آنحضرت ضمن ترجمه آنها اشاره خواهیم نمود.

پى‏نوشتها:

(1) سوره الرحمن آیه .3

(2) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید جلد 1 ص .12

(3) نهج البلاغه چیست ص 28

(4) نهج البلاغه چیست ص .6

(5) بر مردم واجب است كه(از گناهان) توبه كنند،ولى ترك گناه از آن واجب‏تر است.روزگار در گردش خود عجیب است،و غفلت و بى‏خبرى مردم در روزگار عجیب‏تر است.شكیبائى در برابر حوادث و ناملائمات مشكل است،ولى پاداش(صبر) را از دست دادن از آن مشكلتر است.و هر چه را كه بدان امید میرود نزدیك است كه برسد،ولى مرگ از همه آنها نزدیكتر است.(از دیوان منسوب بآنحضرت) .

 


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 24 آبان 1389 12:28 ق.ظ



  • تعداد کل صفحات:4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4