تبلیغات
نوری اهری رواسجان اهر ارسباران دلدادگان - شهادت صدیقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


سال جهاد اقتصادی گرامی باد دلدادگان
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

شهادت صدیقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

نوشته شده توسط: نوری اهری رواسجان
یکشنبه 28 فروردین 1390-11:32 ب.ظ

شهادت صدیقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه


افسوس كه ناموس خدا را كشتند
محبوبه ذات كبریا زا كشتند
سادات نوشتند بخونان جگر
بى جرم و گنه ، مادر ما را كشتند
والاترین محبوبه خداوند
... ولها جلال لیس فوق جلالها الا جلال الله جل جلاله و لها نوال لیس فوق نوالها الا نوال الله عم نواله
و فاطمه علیه السلام را جلال و جبروتى و عظمتى است كه در وراى او هیچ جلالى نیست مگر جلال خداوند جل جلاله و هم او را بخشش و عطا و كرمى است كه در وراى او هیچ نوال و كرامتى نیست مگر نوال خداوند عم نواله
آسمان ، این شبها كه میرسد عجیب بى قرار میكند و زمین داغ دلش تازه میشود و زخم شرمش سرباز میكند.
ملكوتیان حق دارند سر بر دیوار عرش بگذارند و هاى هاى گریه كنند.
و تنها خداست كه مى تواند تسلاى دل على باشد.
ماه حق دارد كه گوشه اختفا را براى گریه اختیار كند و ستارگان چه كنند اگر سر بر شانه یكدیگر نگذارند و مصیبت را زبان نگیرند.
ان خانه نمى دانم ان شب به چه قدرتى بر پاى ایستاده بود، ان مدینه چه مدینه اى بود كه چنین مصیبتى را تاب آورد و درهم شكست . ان چه قبرستانى بود كه سرچشمه عصمت را در خویش فرو برد و دم بر نیاورد. ان چه خاكى بود كه به خود جرات داد فاطمه را از على جدا كند؟
چرا آن خانه بر جاى ماند؟ چرا مدینه ویران نشد؟ چرا آسمانن در خود نپیچید؟ چرا بغض نتركید؟ چرا عالم فرو نریخت ؟
گفته اند در عاشورا وقتى زخم در جان خورشید نشست و زمین ، پیكر مبارك حسین - قلب عالم امكان - را بر خویش قطعه قطعه دید، به لرزه در آمد و آسمان تیره و تار شد و غبار خشم خداوند از جاى جنبید.
در آنجا امام سجاد علیه السلام دست بر زمین كوفت و او را به ارامش خواند، سر به آسمان برداشت و آسمان را دعوت به سكوت كرد. آسمان و زمین هر دو، تنها در اجابت فرمان امام خویش ارام گرفتند، دندان بر جگر نهادند، خون به لب آوردند، ولى دم نزدند. مویه كردند، ولى فغان نكردند. در خویش شكستند و گریستند، اما ضبحه نزدند.
چه رازى بود در شهادت زهرا كه خانه فرو نریخت ، مدینه زیر و زبر نشد، عمود خیمه آسمان نشكست و زمین متلاشى نگشت ؟ آفرینش این تحمل را از كجا آورده بود؟
مگر نه زهرا والاترین محبوبه خداوند بود و خدا به بهانه وصلتش فرموده بود احب النساء الى .
مگر نه فاطمه محور كسا بود و بقیه وابستگان او؟ پیامبر پدر او بود و على همسر او و حسن فرزندان او؟ - سلام الله علیهم اجمعین - هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها مگر نه پس از خداوند والاترین مقام و عظمت از ان زهرا بود و برترین نوال و بخشش نیز از ان او؟ مگر نه بر سر در بهشت به روایت پیامبر امین نگاشته بود: فاطمه امه الله ، فاطمه خیره الله . مگر نه خداوند به فرشتگان فرموده بود: هذا نور من نورى ، اسكنته فى سمائى و خلقته من عظمتى ... این نورى از نور من است كه در آسمانم منزلش بخشیده ام و از عظمتم او را افریده ام ؟ مگر نه فاطمه شبیه ترین بود به رسول خدا؟
ما رایت احداكان اشبه كلاما و حدیثا من فاطمه برسول الله صلى الله علیه و اله وسلم ... مگر نه فاطمه آخرین مشابع و اولین مستقبل پیامبر بود؟
كان اذا خرج غزاه كان آخر عهده بفاطمه علیها سلام و اذارجع كان اول عهده بها. مگر نه فاطمه راستگوترین موجودات بود پس از رسول خدا؟
ما رایت احدا قط اصدق من فاطمه سلام الله علیها غیر ابیها. مگر نه فاطمه پاره جگر پیامبر بود و عزیز مسلم خداوند جل و علا؟ مگر نه ...
چه رازى بود در شهادت زهرا كه خانه فرو نریخت ، مدینه زیر و زبر نشد، عمود خیمه آسمان نشكست و زمین متلاشى نگشت ؟
آفرینش این تحمل را از كجا آورده بود؟
آیا كسى در خانه فاطمه علیه السلام كه این راز سر به مهر، به دستهاى او گشوده شود؟ ارى اسماء محرم اسرار فاطمه علیه السلام كه این راز سربه
مهر، به دستهاى او گشوده شود؟ ارى اسماء محرم اسرار فاطمه علیه السلام از او بپرسید شاید پاسخ بگوید.
بگوید كه كه : ارى حسنین سر به پاى مادر نهاده بودند و پایه هاى عرش را به قحبه هاى خویش مى لرزاندند. زینب و ام كلثوم ، كائنات را با موهاى خویش ‍ پریشان مى كردند. چروك بر پیشانى آسمان افتاده بود، زمین از درد به خود مى پیچید، ناله هاى فرشتگان داغ پیامبر را دو چندان مى كرد. ولى چه بود انچه آفرینش را بر پاى نگاه مى داشت ؟
در ان شب تغسیل ماه ، من دیدم كه على در مامن تاریكى ، سر بر دیوار خانه فاطمه ، سر بر عمود آسمان نهاده بود و زار زار مى گریست .
شب اندوه و ماتم
آنشب مدینه كشتى دریاى غم بود
دریاى غم از كثرت ظلم و ستم بود
آنشب شفق بهر شقایق حجله مى بست
از هاله خون ، حجله روى دجله مى بست
آنشب قمر از زیر ابر پاره پاره
میریخت از پیمانه چشمش ستاره
آنشب سپیده ، درد دل با باد میگفت
از كینه و بى رحمى صیاد میگفت
آنشب سحر با مرغ شب همدرد میشد
گلبرگ سبز ارزوها، زرد میشد
آنشب منادى ، بانگ بر افاق میزد
بر پیكر زنگى شب ، شلاق میزد
آنشب تمام اهل یثرب خواب بودند
غافل از سوز سینه مهتاب بودند
آنشب درون خانه ساقى كوثر
غم بود و ماتم بود و اسما بود و حیدر
آنشب تمام فاطمیون جمع بودند
گوئى همه پروانه یك شمع بودند
آنشب حسن در گوشه اى نظاره گر بود
چشمش به جسم مادر و دست پدر بود
آنشب حسینش جامه بر تن چاك میكرد
گرد الم از روى زینب پاك میكرد
آنشب برادر با برادر راز میگفت
خواهر به خواهر درد دل را باز میگفت
آنشب حسن اشك حسین را پاك میكرد
چون غنچه اى زینب گریبان چاك میكرد
آنشب قضا نقش قدر برباد میداد
كلثوم را درس شهادت یاد میداد
آنشب على علیه السلام از دیده در ناب میریخت
اسما به روى جسم زهرا آب میریخت
آنشب به داغستان صحرا لاله میسوخت
در سینه سیناى مولا ناله میسوخت
آنشب خزان گهواره غم تاب میداد
زهر ستم بر ما به جاى اب میداد
آنشب على علیه السلام در زیر لب ، رازى مگوداشت
با پیكر مجروح زهرا علیه السلام گفتگو داشت
میگفت اى ائینه دار ملك هستى
محبوبه حق ، اسوه یكتا پرستى
بى تو بهار عمر من ، پائیز گردید
پیمانه صبر على علیه السلام ، لبریز گردید
كار على بى تو به عالم زار گشته
بى یاور و بى مونس و غمخوار گشته
زهراى من ، پیراهن تو غرقه خون است
رویت كبود و سینه تو لاله گون است
اى واى من بر بازویت باشد نشانه
از بس كه خوردى پیش چشمم تازیانه
رفتى چو در نزد پدر از دار دنیا
راز دلت را لااقل بر گوبه بابا
بر گوكه پهلوى تو را با در شكستند
بر گو درون كوچه بر من راه بستند
بر گو سیلى صورتم را سرخ كردند
انآنكه با سلام از كین در نبردند
بر گو پدر آورده ام بهرت نشانه
انآنكه با سلام از كین در نبردند
در ماتمت باید مسیر اه پویم
ا


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

chocolate
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 01:34 ب.ظ
My developer is trying to convince me to move to .net
from PHP. I have always disliked the idea because of the expenses.

But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on several websites for about
a year and am concerned about switching to another platform.

I have heard fantastic things about blogengine.net. Is there a way I can transfer all my wordpress posts into
it? Any kind of help would be really appreciated!
Foot Problems
شنبه 7 مرداد 1396 10:36 ب.ظ
Greetings! Very useful advice in this particular article! It's the little changes which will make the largest changes.
Many thanks for sharing!
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 06:10 ق.ظ
Simply want to say your article is as surprising.
The clarity on your publish is simply excellent and that i can think you are an expert on this subject.
Fine with your permission let me to take hold of your feed to keep up to date with impending
post. Thanks one million and please continue the enjoyable work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر